تبلیغات شما اینجا قیمت سرور پرینتر اچ پی راهنمای خرید ویدئو پروژکتور اچ پی سرور سرور اچ پی سوئیچ شبکه سیسکو سوئیچ سیسکو یو پی اس فاراتل دوربین مداربسته سامسونگ دوربین مداربسته هایک ویژن دوربین مداربسته داهوا قیمت موبایل قیمت انواع گوشی قیمت گوشی پایین ترین قیمت گوشی بهترین گوشی برای موزیک بهترین گوشی برای سلفی بهترین گوشی برای بازی راهنمای خرید تلویزیون راهنمای خرید موبایل راهنمای خرید گوشی قیمت انواع تبلت قیمت تبلت لپ تاپ قیمت قیمت لپ تاپ قیمت لپ تاپ ایسوس سری x قیمت لپ تاپ ایسوس سری N قیمت لپ تاپ ایسوس سری v قیمت لپ تاپ ایسوس سری U قیمت لپ تاپ ایسوس سری K555 افزایش فالوور اینستاگرام طراحی فروشگاه اینترنتی متخصص پوست دانلود آهنگ جدید
بستن تبلیغات [X]
کیانی چت

چت,چتروم,چت روم,چت روم بزرگ,چت روم پر بازدید,چت روم شلوغ,شلوغ,چت شلوغ,شلوغ چت,ناز چت,تالار چت,باران چت,عسل چت,مهسان چت,میهن چت,ققنوس چت,چت روم شلوغ,چت,کافه عشق,ناز چت,چت ما,ما چت,نازی چت,شما چت,نیناز چت,چت روم,چت,فیسبوک چت,برف چت,برف چت,اس اس چت,اسان چت,آسان چت,کیانی چت,چت کیانی,کیانیچت,ابی چت,الما چت,چتروم,

الگار چت,موشی چت,ایناز چت,ول چت,دیانا چت,میهن چت,منو تو چت,چتروم فارسی,چت,بارن چت,میهن چت,

تی وی چت,شیراز چت,چت نا,نا چت,شاد چت,چت شاد,چت روم صمیمی,چت روم بزرگ فارسی,چت روم,

چت زیبا,خوشگل چت,بهبودی چت,مختلت چت,چت مختلت,باران گپ,چت روم,گپ,روم,روم نا,روم شلوغ,

اهواز چت,چت روم بزرگ ایرانی,پیجفا چت,چت تصویری,چت صوتی,چت ناز,باران گپ اصلی,چت روم صمیمی,

فیسبوک چت,الماس چت,رزبلاگ چت,لاین چت,وایبر چت,چت,اصفهان چت,مشکین چت,نما چت,چت نما,

دربست چت,محبوب چت,مریم چت,جوجوک چت,جوک چت,جهانی چت,چتروم جهانی,جهان چت,فارسی چت,

انلاین چت,نود چت,ثمین چت,انلاین چت,مهتاب چت,چت روم اسان چت,دلسا چت,نینه چت,شیراز چت,

چیک چت,ققنوس چت,ققنوس چت,الهام چت,هشتاد چت,شمیم چت,سحر چت,دلسا چت,چت روم دلسا,

گپ98,گپ98 چت,چتروم فارسی,سلن چت,سمیرم چت,موشی چت,چت خونه,چت خونه چت,موشی چتروم,

مشهدی چت,بجنور چت,مهر دیزاین چت,مهر دیزایت چت,مهر دیزاین طرح,چت روم فارسی,چت کردن با دختر,

چت کردن با پسر,چت روم قاطی,بیو 2 چت,نوجوان چت,سوییل چت,شیراز گپ,البوم چت,ارزو چت,

افغانستان چت,سربداران چت,گلستان چت,ایدین چت,آیدین چت,پدرام چت,چت روم مهربان,ماه چت,چت ماه,

سایه چت,برتر چت,الما چت,اسکین چت,رفقا چت,چت روم رفقا,چت رفقا,تبریز چت,امریس چت,دوست یابی,

گلشن چت,ناهید چت,ول چت,احساس چت,توکیو چت,سیگنال چت,ناقا چت,فرزانه چت,سکوت چت,مهر چت,

کیانی چت,زیبا ترین چت روم ایرانی,بزرگترین چت روم,شلوغترین چت روم,چت روم قدیمی,چت روم

فروشی,چت,چتروم,چت روم,چت فارسی,چتروم فارسی,چت شلوغ,چتروم شلوغ,چت روم فارسی,چت روم

شلوغ,چتروم پر بازدید,چت روم صمیمی,چت روم بدونه هنگی,چت روم زیبا,چت روم گرم,دوست یابی,سایت

دوست یابی,ابی چت,الما چت,کیانی چت,چت روم باران,باران چت,تالار چت,چت روم تالار,چت روم اول

گوگل,چت روم ارام,چت روم خلوت,چت روم متوسط,چت روم کم کاربر,چت روم بدونه مجازی,چت روم شلوغ

فارسی,چت روم شلوغ,چت,چتروم,چت روم,چت روم ایرانی,چت کردن با دختر,چت کردن با پسر,چت روم قاطی

پاتی,چت روم ازاد,ازادی در چت روم,چت روم مهربون و دلنشین,

,اروم چت،اروم ،چت،چت روم،چت روم فارسی چت کردن،چت ایرانی،چت فارسی،سایت چت درسا چت , درساچت , چت درسا ,چت , چت روم , چتروم , چت فارسی , چت روم فارسی, عسل چت , باران چت , ققنوس چت , زندگی چت , پگاه چت درسا,روم درسا,درساچت,عسل چت,باران چت,ناز چت,نازچت,الکسا چت,چت عسلی,چت بارانی,زندگی چت,زن چت,نیاز چت,پگاه چت,چتی متفاوت,زیبا چت,چت شلوغ,چت روم شلوغ,روم شلوغ,چت خلوت,چت روم خلوت,روم خلوت,چت سیگنال,چت ناز,چت باران,نایس چت,چت روم ایرانی,چت ایرانی,ققنوس چت,چت ققنوس,چتhttp://wwwKianichat.ir

+ تعداد بازدید : 47 |
نوشته شده توسط کیانی چت در جمعه 24 دی 1395 و ساعت 19:11

وقتی خدا از پشت دستهایش را روی چشمانم گذاشت

از لای انگشتانش آنقدر محو تماشای دنیا شدم که

فراموش کردم منتظر است تا نامش را صدا کنم...

............................................................

کیانی چت

چت روم

چتروم

چت

چت روم کیانی

چت,چتروم,چت روم

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﯽ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺮﻩ ﺳﻠﻒ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ

ﻭﻟﯽ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻣﯿﺮﻩ ﺳﺮ ﻣﯿﺰ ﺍﺳﺎﺗﯿﺪ ﻭ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺍﺳﺘﺎﺩ

ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﯿﺸﯿﻨﻪ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﻪ ﻏﺬﺍ ﺧﻮﺭﺩﻥ.

اﺳﺘﺎﺩ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺻﺤﻨﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ:

ﮔﺎﻭﻫﺎ ﺑﺎ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻫﺎ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺟﺎ ﻏﺬﺍ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻥ.

ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩ ﻣﯿﮕﻪ :

ﺑﻠﻪ ﺩﺭﺳﺘﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻨﻢ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻡ ﯾﻪ ﺟﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﯿﺸﯿﻨﻢ !

ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﺷﺪﯾﺪﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯼ ﺣﺎﺿﺮ ﺟﻮﺍﺏ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﻪ

ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺑﺰﻧﻪ ﺩﻫﻦ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺭﻭ ﺳﺮﻭﯾﺲ ﮐﻨﻪ !

ﺳﺮ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﻌﺪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﺭﻗﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺭﻭ ﺗﺼﺤﯿﺢ ﻣﯿﮑﻨﻪ

ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ

ﺩﺭﺳﻮ ﭘﺎﺱ ﮐﻨﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺶ ﻣﯿﮕﻪ :

ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﯿﭙﺮﺳﻢ ﺍﮔﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﺑﺪﯼ ﻧﻤﺮﻩ ﺗﻮ ﻣﯿﺪﻡ .

ﻭ ﺳﻮﺍﻝ ﺍﯾﻨﻪ :

ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﯿﺴﻪ ﭘﻮﻝ ﻭ ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﯿﺴﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻋﻘﻞ ﻭ ﺷﻌﻮﺭ

ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ ﺗﻮ ﮐﺪﻭﻣﻮ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟

ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ: ﮐﯿﺴﻪ ﭘﺮ ﭘﻮﻝ!

ﺍﺳﺘﺎﺩ : ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﻋﻘﻞ ﻭ ﺷﻌﻮﺭ ﻭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻬﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﭘﻮﻟﻪ!

ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ: ﺑﻠﻪ ﺩﻗﯿﻘﺎ! ﭼﻮﻥ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﭼﯿﺰﯾﻮ ﻭﺭﻣﯿﺪﺍﺭﻩ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﻩ!

ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﻮﻧﺶ ﺑﻪ ﺟﻮﺵ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﭘﺎﯼ ﺑﺮﮔﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻪ "ﮔﺎﻭ"

ﻭ ﺑﺮﮔﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺪﻩ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ.

ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺑﺮﮔﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﻪ ﺍﺯ ﮐﻼﺱ ﻣﯿﺮﻩ ﺑﯿﺮﺭﻭﻥ

ﻭﻟﯽ ﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻌﺪ ﻣﯿﺎﺩ ﺗﻮ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩﺵ ﻣﯿﮕﻪ:

ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺷﻤﺎ ﭘﺎﯼ ﺑﺮﮔﻪ ﻣﻦ ﺍﻣﻀﺎﺗﻮﻧﻮ ﺯﺩﯾﻦ

ﻭﻟﯽ ﻧﻤﺮﻩ ﻣﻨﻮ ﯾﺎﺩﺗﻮﻥ ﺭﻓﺖ ﺑﻨﻮﯾﺴﯽ



منبع: کیانی چت

برچسب ها : داستان ، داشتان شب ، کیانی چت ، چت ، چتروم ، جت روم ، چت روم ، چت فارسی ، چت روم فارسی ، چتروم فارسی ، چت شلوغ ، شلوغ چت ، چت روم شلوغ فارسی ، چت فارسی شلوغ ،
+ تعداد بازدید : 93 |
نوشته شده توسط کیانی چت در سه شنبه 30 آذر 1395 و ساعت 23:39

چت,چتروم,چت روم,چت فارسی,چت روم شلوغ فارسی


در یک دهکده ای دور افتاده دو تا دوست زندگی می کردند

یکی از اونها جانسون و دیگری پیتر بود

این دو تا از کودکی با هم بزرگ شده بودند

آنقدر این دو دوست رابطه خوبی با هم داشتند

که نصف اهالی دهکده فکر میکردند که ِاین دو نفر با هم برادرند

با این حال که هیچ شباهتی به هم نداشتند

اما این حرف اهالی نشان از اوج محبتی بود که بین این دو نفر وجود داشت

همیشه پیتر و جانسون راز دلشون رو به همدیگه میگفتند

و برای مشکلاتشون با همدیگه همفکری میکردند

و بالاخره یه راه چاره براش پیدا می کردند

اما اکثر اوقات جانسون این مسائل رو بدون اینکه پیتر بدونه

با دوستای دیگه اش در میان میگذاشت.

وقتی پیتر متوجه این کار جانسون می شد ناراحت می شد

اما به روش هم نمی آورد چون آنقدر جانسون رو دوست داشت

که حاضر نبود حتی برای یک دقیقه تلخی این رابطه رو شاهد باشه

به خاطر همین احترام جانسون رو نگه می داشت

و باز هم مثل همیشه با اون درد دل می کرد

سالها گذشت و پیتر ازدواج کرد و رفت سر خونه زندگیش

اما این رابطه همچنان ادامه داشت و روز به روز عمیق تر می شد

یه روز پیتر می خواست برای یه کار خیلی مهم با خانواده اش بره به شهر

به خاطر همین اومد و به جانسون گفت من دارم می رم به طرف شهر

اما اگه امکان داره این کیسه پول رو توی خونت نگهدار تا من از شهر برگردم

جانسون هم پول رو گرفت و رفیقش رو تا دروازه خروجی بدرقه کرد

وقتی داشت به خونه برمی گشت

سر راه رفت پاتوق خودش و شروع کرد با دوستاش تفریح کردن

هوا دیگه داشت کم کم تاریک می شد

و جانسون با دوستاش می خواست خداحافظی کنه

اما دوستاش گفتن هنوز که زوده چرا مثل هر شب نمی ری؟

اونم گفت که پولهای پیتر توی خونست

و باید زودتر بره خونه و از پولها مراقبت کنه

خلاصه خداحافظی کرد و رفت

وقتی رسید خونه سریع غذاشو خورد و رفت توی اتاقش

پولها رو هم گذاشت توی صندوقش و گرفت تخت تخت خوابید

بی خبر از اتفاقی که در انتظارش بود ...

بله درست حدس زدید. چند نفر شبونه ریختن توی خونه

و پولها رو با خودشون بردند!

جانسون صبح که از خواب بیدار شد متوجه این موضوع شد

و از ناراحتی داشت سکته می کرد

تمام زندگیش رو هم اگه می فروخت

نمی تونست جبران پولهای دزدیده شده رو بکنه

از ناراحتی لب به غذا هم نزد

دم دمای غروب بود که دید صدای در میاد

در رو که باز کرد دید پیتر اومده تا پولها رو با خودش ببره

وقتی جانسون ماجرا رو براش تعریف کرد

پیتر به جای اینکه ناراحت بشه و از دست جانسون عصبانی باشه

شروع کرد به خندیدن و گفت می دونستم

می دونستم که بازم مثل همیشه نمی تونی جلوی زبونت رو بگیری

اما اصلاً نترس. چون من فکرشو می کردم که این اتفاق بیافته

به خاطر همین چند تا سکه از آهن درست کردم

و توی اون کیسه ریختم و اصل سکه ها رو توی خونه

خودم نگه داشتم و چون می دونستم که کسی

از این موضوع با خبر می شه و تو به همه می گی

که سکه ها پیش تو بوده، خونه من امن تر از تو بود

الآن هم اصلاً نگران و ناراحت نباش شاید از دست من

و این رفتارم ناراحت بشی

اما این درسی برات می شه که همیشه مسائلی

رو که دیگران با تو در میون میگذارند توی قلبت محفوظ نگه داری

و به شخص ناشناسی راز دلت رو بازگو نکنی ...

سالها گذشت و جانسون از اون اتفاق درس بسیار بزرگی گرفت

اینکه راز دیگران مثل راز دل خودش می مونه و باید

برای حفظ اون راز تلاش کنه

همونطور که خودش از فاش شدن راز دلش ناراحت می شه

دیگران هم از این موضوع امکان داره تحت تاثیر قرار بگیرند

و چه بسا موجب سلب اطمینان و تیرگی رابطه دوستی هم بشود

بطوریکه صداقت و صفای دل شما نباید

تحت هیچ شرایطی موجبات آسیب و نگرانی شما را فراهم نماید


منبع: کیانی چت

برچسب ها : داستان ، داستانکده ، داستان باور نکردنی ، کیانی چت ، داستان عاشقانه دلتنگی شکست موفقیت ، رومان ، داستان و رومان ، داستان و رمان همه جوره ، چت ، چتروم ، خدا ، داستان عاشقانه ، داستان زیبا ،
+ تعداد بازدید : 183 |
نوشته شده توسط کیانی چت در شنبه 27 آذر 1395 و ساعت 3:51

ايمان به خدا

..................

مرد جوانى که مربى شنا و دارنده چندين مدال المپيک بود

به خدا اعتقادى نداشت

او چيز هايى را که درباره خداوند و مذهب مى شنيد مسخره مى کرد

شبى مرد جوان به استخر سرپوشيده آموزشگاهش رفت

چراغ خاموش بود ولى ماه روشن و همين براى شنا کافى بود

مرد جوان به بالاترين نقطه تخته شنا رفت

و دستانش را باز کرد تا درون استخر شيرجه برود

ناگهان سايه بدنش را همچون صليبى روى ديوار مشاهده کرد

احساس عجيبى تمام وجودش را فرا گرفت

از پله ها پائين آمد و به سمت کليد برق رفت و چراغ ها را روشن کرد

آب استخر براى تعمير خالى شده بود

منبع : کیانی چت

برچسب ها : داستان ، رومان ، همه جوری ، داستان همه جوره ، کیانی چت ، چت روم ، kiyanichat.run ، داستان همه جوری ، داستان و رومان کوتاه ،
+ تعداد بازدید : 114 |
نوشته شده توسط کیانی چت در پنجشنبه 25 آذر 1395 و ساعت 1:59



.............................................

خـــدایــــــا شـــکــر

کیانی چت

چت روم

چت



برچسب ها : چت ، چتروم ، چت روم ، چت شلوغ ، چت بزرگ ، چت فارسی ، خدا ، دینی ، دین ، اسلام ، تصویر ، تصویر زیبا ، کیانی چت ، روم ، روم چت ، چت روم فارسی ، چت روم ایرانی ، چت ایرانی ، چت روم فارسی بزرگ ، چت روم بزرگ فارسی ،
+ تعداد بازدید : 84 |
نوشته شده توسط کیانی چت در پنجشنبه 25 آذر 1395 و ساعت 1:56